حریم من
welcome to my weblog
۱۳۸٦/٥/۱٤
چشم انتظارتان هستم دوستان

تقریبا 7-8 روز از دستگیریتون گذشته بود که متوجه شدم یکی از عزیزانم در بین شماست،باورم نمیشد آخه هر روز یه اس ام اس ازش داشتم وقتی شنیدم مامانش برام اس ام اس میزده شکه شدم.توی سکوت نیمه شب به آسمون نگاه میکنم و از خدا آزادیتون رو طلب میکنم و بی اختیار برای مظلومیت جوونایی چون شما که تنها آرزوی آزادی کشورشون ( که حق مسلم هر انسانیه) رو دارن،اشک میریزم.شاید هیچوقت نتونم خودمو جای شما بذارم آخه چطور میشه آدم روی تخت اتاقش راحت استراحت کنه و بتونه خودشو جای شما توی اتاق تاریک و زمین سرد در فشار روحی و جسمی بذاره؟میدونم خدا جای حق نشسته و نمیگذره از کسایی که حق رو نا حق میکنن،نمیگذره از کسایی که فقط ادعای مسلمونیشون میشه،نمیگذره از کسایی که نذاشتن با چشمای باز نماز بخونید.راستی نماز و روزه هاتون قبول باشه،کاش ازتون یاد بگیرن !

تنها کاری که ازم بر میاد دعا کردنه،دعا برای آرامش دوبارتون در کنار خانواده .

بهاره جان! بیش از همه به فکر تو عزیز همسنم هستم،بهت افتخار میکنم به شجاعتت به اینهمه مرد بودنت؛دل نگران تنهاییات هستم خواهر عزیزم .

از همتون به پاس تلاش برای آزادی مردم ایران متشکرم اما ازتون میخوام بیشتر از اینها به فکر خانواده و اطرافیانی باشید که دوستتون دارن و نمیخوان اینطور شاهد آزارتون باشن.میدونم که میدونید مادرهای عزیزتون چه حالی دارن این روزا ، از خدا میخوام شادی هر چه زودتره دل تک تک مادرهای نازنینتونو .به امید شنیدن خبر آزادیتون و به امید دیدن شادی و سلامتی دوبارتون زودِ زود .



لینک نوشته| نوشته شده در ساعت ٥:٠٤ ‎ب.ظ توسط : روشنک