حریم من
welcome to my weblog
۱۳۸٩/٩/٢٩
سلام.خوبید؟

از این به بعد میخوام وقتی از تهران میام آمل با اتوبوس غروب راه بیوفتم.آخه همیشه هوا روشنه میومدم اما اینبار دیدم جاده هراز شباش خیلی قشنگه همینجور که بالا میری تا به بالاترین نقطه جاده که امام زاده هاشم هست میرسی کل ییلاقهایی رو که رد کردی زیر پات هستن و چراغ خونه های ییلاقی خیلی دیدنی هستن.یاد بچگیم افتادم یکی دو بار منو بابام با هم با اتوبوس تنها از شمال به سمت تهران اومدیم من همش تو راه میخوابیدم وقتی بیدار میشدم و چراغ خونه ها رو میدیدم متوجه میشدم که نزدیک تهرانیم اون موقع فکر نمیکردم که اونا چراغ هستن فکر میکردم ستاره هستن که خیلی نزدیکن به ما.اون موقع 4-5 ساله بودم.بچه های 4-5 ساله الان یه لب تاپ دستشونه با یه گوشی موبایل به راحتی ازشون استفاده میکنن اونوقت من ... چه دنیایی شده والا.خیلی نگرانم آخر هفته سمینار باید بدم و هنوز اماده نیستم فردا باید برم یه دور آزمایشی برای استادم ارائه بدم تا اگه ایرادی داشت رفع کنم.من تو عمرم سمینار ندادم خوب ناراحت خدا رحم کنه بهم فقط همین .اگه سالم از جلسه بیام بیرون حتما میرم لب دریا الان یک ماهه میخوام برم و غمامو بسپارم بهش اما مگه فرصت میشه؟ برام دعا کنید.



لینک نوشته| نوشته شده در ساعت ۱٠:٤۸ ‎ق.ظ توسط : روشنک