حریم من
welcome to my weblog
۱۳۸۳/۱٠/۱۳
 

 

 

 

دیگر برای دیدن ا و نیست ,  این که من

 

این راه صعب را همه شب تا به صبحدم

 

بر جان خویش

 

هموار میکنم

 

او مرده است,

 

او مرده است در من و دیگر وجود ا و

 

از یاد رفته است

 

در من تمام آنهمه شب ها و روزها

 

بر باد رفته است.

 

اینک ,

 

من با عصای پیر خود در دست

 

بر جان خود تمامی این راه سخت را

 

هموار می کنم

 

اما برای دیدن ا و ؟! هرگز!

 

من از مزار عهد جوانی خویشتن

 

                                        دیدار می کنم.

 



لینک نوشته| نوشته شده در ساعت ۱۱:٠۳ ‎ب.ظ توسط : روشنک