حریم من
welcome to my weblog
۱۳۸٤/۱/٦
 

 از دست این بابام , همیشه سر بستن ساک برای سفر با هم مشکل داریم. توی این مورد اصلا با هم تفاهم نداریم

 هر چی میخوام براش بردارم میگه نمی خوام , یه بلوزو شلوار کافیه یکی هم که تنم میکنم میام. میگم آخه پس کی قراره این لباسایی که خریدیو بپوشی؟  مگه حرف گوش میده ؟؟!!!! به مامانم زنگ زدم محل کارش گفتم من حریف شوهرت نمیشم, با این حال مریضم همش باید باهاش جرو بحث کنم , مامانم هم گفت به حرفش گوش ندم هوا سرده  براش لباس گرم بر دارم.منم نا مردی نکردم و رفتم هر چی دلم خواست بر داشتم که بذارم توی  ساک. یه دفعه دیدم بابام میگه لباسای منو نذار, تا ببینم چی برداشتی. گفتم شرمنده ام مامان گفته به حرفت گوش ندم بعد هم خندیدم. اونم کوتاه اومد

 

عجب گیری کردم که مسئول جمع کردن وسائل سفر شدما!!!!! یه بار که بهشون لطف میکنم بد عادت ميشن و از دفعه های دیگه به حساب وظیفمون می ذارن

 

همه ی مردها اینجورین؟؟؟؟؟؟؟ اگه همه اینجوری باشن ترجیح میدم ................ . . اصلا تقصیر ما خانوماست که در این موارد نظر آقایونو می پرسیم .آقایون  اینو باید بدونن که این نظر پرسیدن فقط به این دلیله که یاد آوری کنیم که ما برای شما هم احترام قائلیم. ولی در نهایت مرغ یه پا داره و ما کار خودمون رو میکنم

 

اگه خدا بخواد فردا عازم سفر میشیم . می ریم بندر انزلی. جای همتونو خالی میکنم به خصوص آقا احسان که چون تصادف کردن و مجبورن توی خونه بمونن . حتما به وبلاگشون سر بزنید و عکسای تصادفشون رو ببینید.خدا خیلی بهشون رحم کرد.اینم آدرس وبلاگشون:

www.akhareshkechi.persianblog.ir

 

 

امیدوارم عید به همه خوش بگذره و سفر همه بی خطر باشه. بازم آرزوی سال خوبی رو برای همه دارم.

 

 

بدرود!

 



لینک نوشته| نوشته شده در ساعت ٩:٠٠ ‎ب.ظ توسط : روشنک