حریم من
welcome to my weblog
۱۳۸٤/٢/٢۸
 

ای ستاره ها که بر فراز آسمان

با نگاه خود اشاره گر نشسته اید

ای ستاره ها که از ورای ابرها

بر جهان ما نظاره گر نشسته اید

 

آری این منم که در دل سکوت شب

نامه های عاشقانه پاره می کنم

ای ستاره ها اگر بمن مدد کنید

دامن از غمش پر از ستاره می کنم

 

با دلی که بوئی از وفا نبرده است

جور بیکرانه و بهانه خوشتر است

در کنار این مصاحبان خودپسند

ناز و عشوه های زیرکانه خوشتر است

 

ای ستاره ها چه شد که در نگاه من

دیگر آن نشاط و نغمه و ترانه مرد؟

ای ستاره ها چه شد که بر لبان او

اخر آن نوای گرم عاشقانه مرد؟

 

جام باده سرنگون و بسترم تهی

سر نهاده ام بروی نامه های او

سر نهاده ام که در میان ایم سطور

جستجو کنم نشانی از وفای او

 

ای ستاره ها مگر شما هم آگهید

از دو روئی و جفای ساکنان خاک

کاینچنین بقلب آسمان نهان شدید

ای ستاره ها , ستاره های خوب و پاک

 

من که پشت پا زدم به هر چه هست و نیست

تا که کام او ز عشق خود روا کنم

لعنت خدا به من اگر بجز جفا

زین سپس به عاشقان با وفا کنم

 

ای ستاره ها که همچو قطره های اشک

سر به دامن سیاه شب نهاده اید

ای ستاره ها کز ان جهان جاودان

روزنی بسوی این جهان گشاده اید

 

رفته است و مهرش از دلم نمی رود

ای ستاره ها , چه شد که او مرا نخواست

ای ستاره ها , ستاره ها , ستاره ها

پس دیار عاشقان جاودان کجاست؟

 

 



لینک نوشته| نوشته شده در ساعت ۱٢:۳۸ ‎ق.ظ توسط : روشنک