حریم من
welcome to my weblog
۱۳۸٤/٥/۱٤
 

اونی که میخواستم , منو تنها گذاشت رفت

اونی که می خواستم دلمو شکستو ,

به پای یک عشق جدید نشستو ,

چشم روی آرزوم همیشه بستو ,

پشت مه پنجرمون رها شد .

 

 

اونی که می خواستم  , مثل اشک چکید و ,

تو طول راه باز یه کسی رو دید و ,

به آرزوش انگاردیگه رسید و ,

بخاطر هیچی ازم جدا شد .

 

اونی که می خواستم , منو تنها گذاشت رفت

اونی که می خواستم , دل ازم برید و ,

بین گلها یه گل تازه چید و ,

به اونی که دلش می خواست رسیدو,

با غم و غصه منو آشنا کرد.

 

اونی که می خواستم , منو برد بهشت و ,

اسم منو رو سر درش نوشتو ,

بهونه کرد بازی سرنوشتو ,

تو شهر رویاها منو رها کرد.

 

اونی که می خواستم , منو برد از یاد و ,

رفت پیش اون کس که دلش می خواد و,

زد زیر عشقش به یادش نیاد و,

مثل همه آدما بی وفا شد ,

 

اونی که می خواستم , منو تنها گذاشت رفت.

 

 

با اين حال  اميدوارم خوشبخت بشه.راستی دوستم حالش خوب شد.مرسی از دعاهاتون.قطعا از ته دل بوده.ممنون .

 

 

 

 

 



لینک نوشته| نوشته شده در ساعت ۱٢:٥٠ ‎ق.ظ توسط : روشنک