حریم من
welcome to my weblog
۱۳۸۳/۱٠/٢۸
 

 

 

مست بودم , مست عشق و مست ناز

 

مردی آمد قلب سنگم را ربود

 

بس که رنجم داد و لذت دادمش

 

ترک او کردم , چه میدانم چه بود؟

 

 

 

مستیم از سر پرید ای همنفس

 

بار دیگر پر کن این پیمانه را , خون بده

 

خون دل آن خود پرست

 

تا به پایان آرم این افسانه را.

 



لینک نوشته| نوشته شده در ساعت ۱۱:٥۳ ‎ب.ظ توسط : روشنک