حریم من
welcome to my weblog
۱۳۸٥/٢/۱٤
تولدم مبارک!!!

  

(يه سال و سه چهار ماه)

(دوسال)

(سه سال)

(سه سال و چند ماه)

 

 

 

ببخشید اینقدر از خود راضیم که عکسایای بچگیمو گذاشتم اینجا .شاید برای اینکه بچگیم و خیلی دوست دارم و همینطور عکسامو اصلا همین عکسها باعث شده که بچگیمو بیش از اندازه دوست داشته باشم و دلم بخواد که  ای کاش بزرگ نشده بودم.

شاید هیچ کس به اندازه ی من عاشق بچگیش نباشه. آخه تا 9 سالگی تنها بودم و حسابی عشق کردم.البته اون موقع ها از اینکه تنها بودم  و خواهر و برادر نداشتم  ناراحت بودم یادمه کلاس اول که بودم خانوم معلمم وقتی میخواست حرف دال رو درس بده می گفت : " حرف دال مثل روشنک میمونه تنهاست و خواهر یا برادر کوچکتر نداره " منم عاشق این بودم خواهر داشته باشم که خدا بهم داد البته بعدا که کمی بزرگ شد  پشیمونم کرد از بس شیطون بود(الانم بالای سرم ایستاده داره میخونه چی مینویسم بهم میگه دستت درد نکنه روشنک خانم که اینقدر بهم لطف داری.)

خلاصه که مطمئنم هیچ کس به اندازه ی من خاله بازی نکرده از این چادری که روی سرم هست معلومه!من خیلی بچه ی خوبی بودم از صبح با عروسک و اسباب بازی هام تنها بازی میکردمو به هیچ کس کاری نداشتم مامانم که میگه خیلی دُخمَل خوبی بودماین دُخمَل خوب امروز  23 سالش تموم شده(امروز فهميدم که ۲۴ سالم تموم شده نه ۲۳ سالدر چه خواب خوشی بودم ).

 من نمی خواستم از 20 بالاتر بیام چون معتقدم بهترین سال عمرم بود.به هر حال تا بوده همین بوده همیشه حسرت عمر رفته رو خوردیم اما زمان منتظر هیچ کس نمونده منتظر منم نمیمونه.امیدوارم بتونم از این سالها بخوبی  لذت ببرم.

 

 

 

 

 

 



لینک نوشته| نوشته شده در ساعت ۱٢:٢۱ ‎ق.ظ توسط : روشنک