حریم من
welcome to my weblog
۱۳۸٥/٥/۳٠
...!

کاش میشد که در اعماق فضا

مامنی پیدا کرد

گرم و نرم و راحت

رفت و یک گوشه نشست

درب آن را هم بست

بی خیال از گذر ثانیه ها

لحظه ای را آسود

بی خبر از همه ء عالم بود...

پ.ن*: ببخشید که دیر آپ کردم دنبال یه چیزی بودم که بیانگر حال و روزم باشه تا اینکه یکی از دوستان وبلاگ نویسم این شعر رو که سروده ی خودشونه برام خوندن (البته مدتی است که نمینویسن به محض اینکه دوباره بنویسن بهتون میگم)، خوشحال شدم از اینکه دقیقا حرف دلم توی این شعر بود و اجازه گرفتم که اینجا بذارمش، ازشون واقعا ممنونم.

 

پ.ن**:امشب برای بار پنجم فیلم خیلی دور خیلی نزدیک رو دیدم.موسیقی متنش واقعا آرومم میکنه و همیشه سر دو تا از سکانسش  بی اختیار اشکم در میاد.(حرفی که آقا دکتر در مورد خدا میزنه واقعا منو میبره تو فکر.......!)



لینک نوشته| نوشته شده در ساعت ۱٠:٠٦ ‎ب.ظ توسط : روشنک