حریم من
welcome to my weblog
۱۳۸٥/٩/۱۱
...!

هیچ وقت دلم نمیخواسته برای اینکه یه چیزی گفته باشم یه مطلب یا یه شعری بذارم ، همیشه اگه شعری نوشتم یا یه مطلبی رو تعریف کردم حتما وصف حال و احوال خودم بوده اما الان نه عاشقم ، نه در فراق کسی دارم میسوزم ، نه اتفاق جالب توجهی افتاده ، نه حس خاصی دارم ، هیچیو هیچی . اونقدر همه چیز یکنواخت شده که دیگه .... هر چی میخواهید اسمشو بذارید،  احتمال زیاد باید بگیم کم آوردم ، توی زندگیم کم آوردم نه توی نوشتن ، چون وبلاگم هم بخشی از زندگیم شده.

منو ببخشید که بعد از این همه وقت اومدم و این حرفها رو میزنم ، اما خوب مبنای من از روز اولی که وبلاگ درست کردم بر پایه صداقت بوده ؛  اینکه بیام اینجا و هرچی که میشه بگم ؛ اگه غمگینم با نوشتن سبک بشم، اگه شادم ، بیام و شما رو توی شادیم سهیم کنم (میدونم که اکثر نوشته هام با غم همراه بوده اما حتما بیشتر غمگین بودم دیگه ) اگه از خو ندن مطلبی خوشم اومده به شما هم بگم تا لذت ببرید.......حالا هم که نه شادم نه غمگینم نه چیزی برای تعریف کردن دارم نه ... منتظر یه تحولم ،  یه تحولی که زندگیمو عوض کنه روی اینهمه بی حوصلگی و یکنواختی یه خط قرمز بکشه ... امیدوارم

گاه برای بیان آنچه در گلوست و قرار است فریادی نشود ،

جز ایهام و اشاره راهی نیست , که بغض هم خود اشاره ایست.

 

 پ.ن: این روزها یه دوست عزیزی خیلی به من لطف داره و حرفهاش انگیزه ای شده برای اینکه بهتر درس بخونم شک ندارم  که وجود چنین دوستانی چیزی جز موهبت الهی نیست .

پ.ن: اینا از جمله یاداوریهای  این دوست موفقم هست (که موفقیتش رو هم مدیون زحمتهایی هست که کشیده) که فکر کنم برای همه به خاطر سپردنش مفید باشه:

 

آنکس  شکست می خورد که تلاش و کوشش نکرده باشد.

 

مشکلات می توانند سرعت ترا کم کنند ولی تنها چیزی که ترا کاملا متوقف می کند خودت هستی.



لینک نوشته| نوشته شده در ساعت ۱٢:٢۱ ‎ق.ظ توسط : روشنک