<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

 

 

دیگر برای دیدن ا و نیست ,  این که من

 

این راه صعب را همه شب تا به صبحدم

 

بر جان خویش

 

هموار میکنم

 

او مرده است,

 

او مرده است در من و دیگر وجود ا و

 

از یاد رفته است

 

در من تمام آنهمه شب ها و روزها

 

بر باد رفته است.

 

اینک ,

 

من با عصای پیر خود در دست

 

بر جان خود تمامی این راه سخت را

 

هموار می کنم

 

اما برای دیدن ا و ؟! هرگز!

 

من از مزار عهد جوانی خویشتن

 

                                        دیدار می کنم.

 

/ 4 نظر / 17 بازدید
بهار

نمی توانيم گذشته را تغيير دهيم ، تنها بايد خاطرات شيرين را به ياد سپرد،و لغزشهای گذشته را توشه ی راه خود سازيم . نمی توانيم آينده را پيش بينی کنيم. تنها بايد اميدوار باشيم و خواهان بهترين و هرآنچه نيکوست.سال نو مبارک. منتظر حضور گرمت هستم.

بابک

موفق باشی متن خوبی بود

من

خوندم ولی خودت هم بهتر می‌دونی که من در این موضوعات نظر خاصی ندارم.