پاداش آن صفای خدائی که در تو بود

این واپسین ترانه ترا یادگار باد

ماند به سینه ام غم تو یادگار تو

هرگز غمت مباد و خدا با تو یار باد

 

دیگر ز پا فتاده ام ای ساقی اجل

جان تشنه ام ، بریز بکامم شراب را

ای آخرین پناه من ، آغوش باز کن

تا ننگرم پس از رخ او آفتاب را .

/ 19 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد

الان ديدم... صنايع آمل هستين؟چه ورودی؟

آزادی - برابری

دوستان، علی رغم فشارهای امنیتی و بازداشتهای گسترده، دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب تجمع خود را به مناسبت روز دانشجو (16 آذر) در دانشگاه تهران هرچه با شکوه تر برگزار کردند. دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب اعلام میدارند که تا آزادی کامل تمامی دانشچویان دستگیر شده از پای نخواهند نشست. برای کسب آخرین اخبار و گزارشها از تجمع روز 3 شنبه و وضعیت دستگیر شدگان، از وبلاگ ما دیدن فرمایید.

مليحه

سالم باش هر جا که هستی

بی نام....(رضا)

يک بوم و هوای قامتی اين گونه......

مستانه

برای پرنده ها ، رویای طلایی یک مزرعه با حضور چند مترسک به کابوسی وحشتناک تبدیل می شود مترسک ها را از مزرعه ی قلبتان دور کنیدپرنده ها نام شما را صدا می زنندشما هم پرواز را نغمه راه خودتان کنید.

مهدی هنرپرداز

سلام سلام صد تا سلام. چطوری آبجی گلم؟ کار و بار چطوره؟ اين شعر چقدر شبيه شعرهای فريدون مشيری‌ه. از کی بود اين؟

رضا

چطوری روشنک جان؟ خوبی؟ يه خبری ...يه چيزی؟ رفتی دنبال پول ديگه(چشمک)

رضا

سالم باش هر جا که هستی

son of thunder

وای چقدر قشنگ جان تشنه ام ، بریز بکامم شراب را

son of thunder

در ضمن در مورد پست ۲۸ مردادت (مريخ ) اون روز روزيه که من ايران رو برای هميشه ترک کردم. اينو خوندم يه طوری شدم.نگو ما يه عمری مريخ خودمون خبر نداريم