من هیچ وقت خودم و تمام وبلاگ نویسایی که از تجمع جلوی بیمارستان میلاد برای تقاضای شکستن اعتصاب غذای آقای گنجی و همچنین آزادی ایشون حمایت کردیم ,و گفتیم که ما هم هستیم ,ولی نبوديم ؛ رو نمی بخشم.چون اگه اون قدر متحد بودیم و اون روز همه می رفتیم , شاید الان یه عده کمی از دوستانمون که  اونجا رفتن , الان منتظر اومدن حکمشون از طرف دادگاه نمیبودن.من نمیدونم چطور می خواهیم اون دنیا به خاطر دِینی که به این بچه ها و خانواده هاشون داریم , جواب پس بدیم. همه اونایی که از این قرار مثل خود من خبر داشتن و نرفتن بهتره توی این ماه مبارک برن و هر روز از خدا طلب استغفار کنن.منم این کارو میکنم. خدا کنه اون چند نفر ما رو ببخشن ولی آیا خانواده هاشون هم......؟؟؟<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

تا جایی که یادمه  از همون دوران مدرسه هیچ روزی نبوده که با دوستامون متحد بوده باشیم. این حس اتحاد و باید از همون بچه گی یادمون میدادن ولی تا تونستن تو گوشمون خوندن : تو دخالت نکنی ها بذار بقیه هر کاری دوست دارن انجام بدن !!!

 

واقعا نمیدونم چه طور میشه یه عمر با این عذاب وجدان زندگی کرد یا بهتر بگم , چطور میتونم زندگی کنم؟؟. فقط یه راه هست اونم اینکه نه تنها از خدا بخواهیم که ما رو ببخشه که با دوستامون همراه نشدیم , بلکه براشون دعا کنیم به حق این روزای عزیز خدا در رحمتشو به روی این بچه ها و خوانواده هاشون باز کنه و یه معجزه ای کنه که یا پروندشون بسته بشه یا حکمشون سخت نباشه.( گفتن حرفی که بعد از یا نوشتم واقعا سخت بود )

 

بمیرم برای خودشون و دل مادر و پدراشون که اینقدر به خاطر ندونم کاری ما باید عذاب بکشن.02.gif

 

تو رو خدا از ته ته دلتون دعا کنید.به خدا خیلی هنوز سنشون کمه .طاقت این همه اذیت و آزارو ندارن 02.gif.خیلی کوچیک تر از اونی هستن که فکرشو بکنید.اونا هم مثل شما دلشون میخواست راحت زندگیشونو بکنن بدون این دغدغه ها . اونا گناهی نداشتن .گناهشون فقط اعتماد به ما ها بود فکر میکردن اونقدر رسم رفاقت سرمون میشه که پشتشونو خالی نمیکنیم و همراهیشون میکنیم. اما دریغ !!! یادشون رفته بود که توی این دوره و زمونه نباید حتی به چشماشون هم  اعتماد میکردن چه برسه به...!!!

 

تو رو خدا بیایید به هم قول بدیم که دیگه نذاریم چنین اتفاقایی پیش بیاد . یا اینجور قرارها با هم نذاریم یا اگه گذاشتیم و چنین حرکتهایی رو حمایت کردیم ,همه با هم , دست به دست هم بریم و صدامونو به گوشِ همه برسونیم.اگه با هم می بودیم هیچ قدرتی جرات نمیداشتن این بچه ها رو از زندگی نا امیدشون کنن .

 

از دستم دلخور نشید تو رو خدا. آخه میدونم که چقدردارن سختی  میکشن , ولی باید بدونن همیشه سر همه ی نماز هامون موقع دعا کردن به یادشون هستیم. باید بدونن نباید از یاری خدا نا امید بشن.من مطمئنم که خدا همیشه و همه جا مراقبشون خواهد بود . و بهشون کمک خواهد کرد فقط باید خودشون هم از ته دل ازش درخواست کنن.

 

خدا نگذره از این کسانی که اینطور حق آزادی ,حق حرف زدن و اعتراض کردن رو ازمون گرفتن!!

 

/ 7 نظر / 5 بازدید
احسان

سلام روشنک خانم. اميدوارم حالت خوب باشه. ببخشيد اگه دير به دير سر ميزنم. نمی دونم کوتاهی از منه يا شما خيلی زود به زود آپديت ميکنيد؟! به هر حال خسته نباشيد. من آپديت هستم. با اجازتون ميخوام لوگوتون رو تو وبلاگم بذارم. موفق باشی... راستي٬ اول!

f909

سلام روشنک جونم اميدوارم خوب باشی کجایی به من سر نمیزنی دلیل اینکه سر نزدم رو توی وبلاگم نوشتم به من سر بزن ...................................قربان شما(اژدهای وحشی-wild dragon)

pooya

حقیقت واژه ی تلخی ست در قاموس ناپاکان / من از نقش حقیقت های حلق آویز می ترسم ...

reza

برای آزادی بايد جون هم داد اگه کشور رو دوست داريم بايد کار کرد... سازندگی کرد..... از هيچ چيز و هيچ کس نترسيد..... دوباره می سازمت وطن .... شعار تبليغاتی کانديدای مورد نظر شما بود... يادتونه...

reza

خدا نگذره از این کسانی که اینطور حق آزادی ,حق حرف زدن و اعتراض کردن رو ازمون گرفتن!! نه ... تقصیر از اونا نیست ... تقصیر از مایه که یاد گرفتیم تو سری خور باشیم ... هر کی زد تو سر ما ما بگیم ببخشید... نه ... نمیشه.....به نظر من تحمل اینجور چیزا اگه اراده داشته باشی هیچ خیالی نیست ... خانواده ها شون هم باید افتخار کنن که چنین بچه ای دارن.... چی بگم ای داد و بیداد... ما اومدیم ..... شما نبودید... تا بعد.... موفق باشید...

malihe

روشنک خوبم سلام .. ما حامعه ای بزرگ شديم که شعارها جلوتر از آدماش را می رن .. و همه جا رو پر ميکنن .. و برنامه هايی که به هر طريق کنسل ميشن يا کنسلشون می کنيم ... ما هر چی هم که بگيم که .. اين بچه ها اينها افتخارند چه فايده داره ؟؟؟ وقتی اونها هم تويه خونه شون و هم تويه اجتماع اينطور کنار زده می شن .. من مطمئنم که خانواده هاشون همش بهشون می گن دنبال اين چيزها نرن که آخر و عاقبت نداره .. ميان تويه جامعه می بينن که زندگی کردن يک بخشش مبارزه و ايستادگی . ولی چه فايده که اينها يک طرفه مبارزه می کنن .. و بعد هم همين که می بينی ؟؟ نمی دونم .. هميشه فريادها بی پاسخ می مونه .. يا نه اصلا خفه ميشه .. و سکوت نشانه لودگی و کم فهمی به حساب می آد ... حرف برای گفتن زياده ..

malihe

روشنک خوبم معلوم هست تو کجايی ؟؟ حالت خوبه يا نه من هر چی پی ام برات می ذارم هيچکدوم بهت نمی رسه آخه جواب نمی دی :)) . حالت خوبه ؟ اين رو بگو ؟؟ يکجورايی اگه بشه اسمش رو گذاشت همون که پرسیدی شدم ... می خواستم بگم : که تو هر جا باشی سالم باشی جات هميشه خالی .. مراقب خودت باش