من دلم می خواهد

خانه ای داشته باشم پر دوست
کنج هر دیوارش
دوستهایم بنشینند آرام
گل بگو گل بشنو
هرکسی می خواهد
وارد خانهء پر عشق و صفای من گردد
یک سبد بوی گل سرخ
به من هدیه کند
شرط وارد گشتن
شست و شوی دلهاست
شرط آن داشتن
یک دل بی رنگ و ریاست
بر درش برگ گلی می کوبم
روی آن با قلم سبز بهار
می نویسم ای یار
خانهء ما اینجاست
تا که سهراب نپرسد دگر
خانهء دوست کجاست؟

/ 13 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پسربارونی

از آسمان تا زمین راهی نیست! اگر... تو ماه شب باشی و من برکه ی کوچک آب!

سلیمان

منم دلم می خواد . ولی گل سرخ ندارم ! شرمنده از خودم !

یاس

سلام روشنک عزیزم... قدیم ها یادش بخیر... بعد از مدت های طولانی و بعد از ... که اینجا آمدم از شرمندگی نبودن هایم نمی دونم چی بگم..... من چقدر دیر رسیدم به تو روشنک....!! انگار اتفاقات زیادی را پشت سر گذاشتی..... این وقت شب از دیدن پست درگذشت برادر بزرگوار تون سخت متاثر و غمگین شدم... و دلم گرفت.... تسلیت میگم ... روحش شاد.....[ناراحت] منو ببخش به خاطر همه بی وفایی هایم...... [قلب][گل]

امید تقوی

سلام عالي بود به خصوص زني كه بايد بگريد تا پاك شود تولدتون هم هميشه مبارك (نگين قديمي شده) منتظرم

M@jid

خونه قشنگیه با این تفاسیری که گفتی . هر چند من یه کمی دیر به این خونه رسیدم ولی امیدوارم برای تو همیشه همینقدر سبز و دل انگیز باشه [گل]

ناهید

سلام روشنک گلم می دونم ما یه روزی دوستای جون جونی بودم من همیشه اینجا سر می زنم که یه چیز جدید ببینم و همیشه امیدوارم که بتونی فارق از گذشته بیای تو حال با هم حرف بزنیم

پیمان

سلام . مطالبتون قشنگ بود ولی چرا دیگه مطلب نمیذاری؟!!!!!!!!

حریر

زیباست اما این روزها بیش از همیشه می پرسند دوست کجاست؟ خانه اش که پیداست خالی از بود و نبود پر شده با حسرت آزادی بود.

رويا

چقدر دوست داشتنی بودی. و هستی حتمن.[گل]